![]() |
![]() |
|
|
من
جا مانده در دو حرف پشت چشمک زنهای قرمز بخش میشوم بخش اول تن جا مانده در حصار هرجایی درد امتداد خط خورده خود را به دوش میکشم بخش آخر من در تکرار بی پایان تن پشت چشمکزنهای قرمز زن میشوم |
|
+ نوشته شده در
86/03/26ساعت 12:5 توسط آناهیتا |
|
|
امروز یواشکی اومدم تو سایت دانشگاه و بعد از یک مدت طولانی که برام مثل یک عمر بود به وبلاگم سر زدم و دیدم چه خبره دلم برای دوستام خیلی تنگ شده بود ولی این امتحانا امونمو بریده الان هم باید برم برای امتحان بعدی خودمو اماده کنم اگر از خستگی این روزا نمردم اوایل تیر با شعرهای داغ داغ برمیگردم
شاعر کوچولو |
|
+ نوشته شده در
86/03/23ساعت 10:28 توسط آناهیتا |
|
|
این هم دو تا کار جدید تازه از ذهن تراویده: ۱)روی خط خواهشت فاحشه می شوم نگاهم را نمی خری آتش میزنم تار و پود تو را که می تپی در سینه ام .
۲) نگاه سرسریت لیز می شود سر می روی از دستانم تا تنگ تنگ زندگی |
|
+ نوشته شده در
86/03/01ساعت 17:40 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاعرک برگ گلک باز داری فریاد میزنی باز داری تو کاغذهای بی صدات داد میزنی
باز از این آدمای توی قفس خسته شدی باز داری حرف کبوترهای آزاد میزنی |
| پیوندها |
|
نامه هایی به خودم چای تلخ من و خودم مسيحا مهياد پيرمرد خنزر پنزري نامه ای در باد اتانازی1981 سکانس آخر ساده های نرگس جونم یاسر عادله گیتار شکسته هم پیمان (روهام) خرمگس خرفت مولتی مینیمالیست |
|
RSS
|