تبليغاتX
چرک نویس مچاله
دو دستی سرت را بچسب

فریاد ساکتم آن را نبرد

چاقوی ضامن دار کنده کاری شده

و گلوی تو...

چه ترکیب جالبی!

کاش چاقویم تیز نباشد

و گلوی تو معصوم

نیز

(که نیست)

و شرار نگاهت...

چشمانم را می بندم

التماست خفه می شود

اما

باز هم نگاهت

لعنت بر چشمانم

که

کور نیست

و نگاهت

که شعله می کشد

و

من

نیز

...

چاقوی ضامن دار کنده کاری شده

نچندان تیز

و

دستان خالی من

چه ترکیب...

پرده ی آخر:

سکوت

         نگاه

                 و

                       جنایتی که...

 

+ نوشته شده در  86/05/18ساعت 13:4  توسط آناهیتا | 
چشمان مسخ شده من

سیاه چال عمیق نگاهت

تقلای بیهوده من

خوره هایی که مغزم را می جوند

زالوهایی که روح کلماتم را می مکند

لاشه ی لت و پار شده ذهنم

و

مچاله هاله های دیروز

پیکر نیمه جان یک شعر

و

بازمانده های آخر

چشمان مسخ شده من

و

سیاه چال عمیق نگاه

تو

 

+ نوشته شده در  86/05/11ساعت 19:36  توسط آناهیتا |