![]() |
![]() |
|
|
... ... ی ساکت خطوط بی نقطه ...۱ هجای سقط شده از خروش آبستن یک خاموش ... مرموز رفیق بی نارو زبان بریده از افشای یک ترانه ی محکوم ... از اول به پای این فریاد که از سیاه سپیدش تراه گریان مرد |
|
+ نوشته شده در
86/02/18ساعت 16:51 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاعرک برگ گلک باز داری فریاد میزنی باز داری تو کاغذهای بی صدات داد میزنی
باز از این آدمای توی قفس خسته شدی باز داری حرف کبوترهای آزاد میزنی |
| پیوندها |
|
نامه هایی به خودم چای تلخ من و خودم مسيحا مهياد پيرمرد خنزر پنزري نامه ای در باد اتانازی1981 سکانس آخر ساده های نرگس جونم یاسر عادله گیتار شکسته هم پیمان (روهام) خرمگس خرفت مولتی مینیمالیست |
|
RSS
|