![]() |
![]() |
|
|
چشمان مسخ شده من
سیاه چال عمیق نگاهت تقلای بیهوده من خوره هایی که مغزم را می جوند زالوهایی که روح کلماتم را می مکند لاشه ی لت و پار شده ذهنم و مچاله هاله های دیروز پیکر نیمه جان یک شعر و بازمانده های آخر چشمان مسخ شده من و سیاه چال عمیق نگاه تو
|
|
+ نوشته شده در
86/05/11ساعت 19:36 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاعرک برگ گلک باز داری فریاد میزنی باز داری تو کاغذهای بی صدات داد میزنی
باز از این آدمای توی قفس خسته شدی باز داری حرف کبوترهای آزاد میزنی |
| پیوندها |
|
نامه هایی به خودم چای تلخ من و خودم مسيحا مهياد پيرمرد خنزر پنزري نامه ای در باد اتانازی1981 سکانس آخر ساده های نرگس جونم یاسر عادله گیتار شکسته هم پیمان (روهام) خرمگس خرفت مولتی مینیمالیست |
|
RSS
|