![]() |
![]() |
|
|
دو دستی سرت را بچسب
فریاد ساکتم آن را نبرد چاقوی ضامن دار کنده کاری شده و گلوی تو... چه ترکیب جالبی! کاش چاقویم تیز نباشد و گلوی تو معصوم نیز (که نیست) و شرار نگاهت... چشمانم را می بندم التماست خفه می شود اما باز هم نگاهت لعنت بر چشمانم که کور نیست و نگاهت که شعله می کشد و من نیز ... چاقوی ضامن دار کنده کاری شده نچندان تیز و دستان خالی من چه ترکیب... پرده ی آخر: سکوت نگاه و جنایتی که...
|
|
+ نوشته شده در
86/05/18ساعت 13:4 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاعرک برگ گلک باز داری فریاد میزنی باز داری تو کاغذهای بی صدات داد میزنی
باز از این آدمای توی قفس خسته شدی باز داری حرف کبوترهای آزاد میزنی |
| پیوندها |
|
نامه هایی به خودم چای تلخ من و خودم مسيحا مهياد پيرمرد خنزر پنزري نامه ای در باد اتانازی1981 سکانس آخر ساده های نرگس جونم یاسر عادله گیتار شکسته هم پیمان (روهام) خرمگس خرفت مولتی مینیمالیست |
|
RSS
|