![]() |
![]() |
|
|
نان
پر آب پر بابا بدون خواب پر مامان بی صدا پر کلاغ قصه ی ما تو راه خونشون پر چشمهای بی نگاه پر لبهای بی صدا پر یکی نبود یکی بود،آخر خط ما، پر قصه ی ما تموم شد ولی یکی پایین موند تو شاعرک! تو هم پر
|
|
+ نوشته شده در
86/06/25ساعت 13:52 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاعرک برگ گلک باز داری فریاد میزنی باز داری تو کاغذهای بی صدات داد میزنی
باز از این آدمای توی قفس خسته شدی باز داری حرف کبوترهای آزاد میزنی |
| پیوندها |
|
نامه هایی به خودم چای تلخ من و خودم مسيحا مهياد پيرمرد خنزر پنزري نامه ای در باد اتانازی1981 سکانس آخر ساده های نرگس جونم یاسر عادله گیتار شکسته هم پیمان (روهام) خرمگس خرفت مولتی مینیمالیست |
|
RSS
|